![]() |
با مخلوطی از اجبار و اختیار از این جا کوچیدیم !
خداوند باعث و بانیش را به راه راست هدایت کناد !
مرسی از این که نگرانم بودین . الان بهترم . از اتاق بغلی معذرت خواهی کردم، با بچه های اتاق خودمون حرف زدم و مشکلم حل شد ، ترسم خیلی خیلی کم شده و یه چیزایی اتفاق افتاد و یه حرفایی شنیدم که از نگرانیم کم شد . ( همین جا از...
بسیار بسیار مرسی می شم
)
سه روز دیگه می رم خونه و کلی می مونم . البته خونه خودمون نمی رم ولی چون همه رو می بینم زیاد ناراحت نیستم . ( حتی به دلایلی خیلیم خوشحالم که نمی رم سنندج !
)
امتحان روانشناسی داریم . من تو راهم که بیام شیراز ، سمیرا خوابگاس :
- سمیرا من هیچی نخوندم . تو هم نخون !![]()
-باشه خب . وایمیستم تا بیای![]()
روزی که می رسم ، مجبور می شیم تا ساعت ۳ شب بیدار بمونیم
و آخرم نمرمون خیلی کمتر از بقیه می شه !![]()
چند روز بعد از اتفاق بالا :
امتحان اندیشه اسلامی داریم . سمیرا خونه اس و من تو خوابگاهم . شب قبلش هرچی زنگ می زنم گوشیش خاموشه
به خودم می گم که حالا که اینطوره ، ُ منم درس می خونم![]()
![]()
شبی که فرداش امتحان داریم سمیرا می رسه . تا ساعت ۱۲ باهم می خونیم . ساعت ۱۲ و نیم من خیلی خوابم میا. بالش و پتومو میارم تو اتاق مطالعه و دراز می کشم :
-سمیرا ، کجایی ؟
- صفحه ۳۰ ( از ۹۰ صفحه ! )![]()
- خب ، خیلیت مونده . پس من می خوابم . صبح بیای صدام کنی از امتحان جا نمونم ![]()
![]()
-![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فردا صبح قیافه سمیرا بعد از کلی شب بیداری و آخرم تموم نکردن کتاب این شکلی بود که بسی مایه تفریح دوستان قرار گرفت و دل جماعت دانشجویی را شاد نمود :![]()
![]()
می تونین از همین حالا فاتحه منو بخونین .
چون تا چند دقیقه دیگه از پشت اون کامپیوتر اون وری پا می شه . از همین حالا می تونم گرمی و فشار دستاشو روی رگای گردنم حس کنم !![]()
ما رفتیم . بای بای ![]()
![]()
![]()
نمی دونم چم شده !
خیلی عصبی ام![]()
با اتاق بغلی دعوام شد و الان همشون باهام قهرن![]()
با بچه های خودمون مشکل پیدا کردم ![]()
خیلی خیلی زیاد می ترسم![]()
دیروز همش داشتم گریه می کردم حتی پشت تلفن ! ولی علتشو نمی دونم![]()
خیلی خسته ام![]()
دارم مطمئن می شم که انگار واقعا یه مشکل روحی - روانی پیدا کردم ! جدی می گم !
نمی دونم چم شده فقط اینو می دونم که نمی تونم دیگه این همه فشار و که معلوم نیس از کجا منشا می گیره رو تحمل کنم !
یعنی خدا رحم کنه تا سه شنبه هفته دیگه که برم خونه .البته اگه سالم برسم !!![]()
پ.ن خیلی مهم : این متن اصلا و ابدا طعنه یا کنایه ای به کسی یا چیز خاصی نیست . مشکلم همینی بود که گفتم. لطفا هیچ کس چیزی به خودش نچسبونه . مرسی .
فعلا![]()
|
|